يك عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي گفت: نداشتن رهبري مقتدر و واحد براي جبهه اصلاحات و تشتت فكري گروههاي مختلفي كه خود را متعلق به اين جبهه ميدانستند در كنار حركت زيگزاگي مردم سبب شكست اصلاحطلبان شد .
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، جواد اطاعت عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي تهران كه در همايش علمي نقش روحانيت در تكامل انديشه سياسي در يك صد سال اخير در مركز بررسيهاي رياست جمهوري سخن ميگفت، اظهار داشت: مشروطه را نبايد يك انقلاب دانست بلكه مشروطه يك نهضت بود چرا كه انقلاب تحول ساختاري در پي دارد اما در مشروطه ساختارها دگرگون نشد و نظام سلطنتي در كنار باستانگرايي ايراني و مدرنيستم قرار گرفت.
وي افزود: نهضتهاي دنيا عموما ضد استبدادي يا ضداستعماري صرف هستند اما نهضت مشروطه جنبه ضد استبدادي و ضد استعماري داشت گرچه ضد استبدادي آن غليظتر بود.
اطاعت خاطرنشان كرد: نهضت مشروطه هم در وجه ضد استبدادي و هم در وجه ضد استعماري ناكام ماند و استبداد سنتي را به استبداد مدرن و ايجاد حكومتي توتاليتر نزديك كرد و سيطره انگليس بر ايران را كامل كرد.
اين استاد دانشگاه و كارشناس علوم سياسي گرچه تاكيد ميكند مشروطه محصور دوران مدرنيته بوده و نهضتي داخلي متاثر از انديشههاي اسلامي بود و نبايد آن را وارداتي از انگليس تصور كرد اما در عين حال تاكيد ميكند انگليسيها از آب گلالودي كه بوجود آمده بود استفاده كردند و براي رقابت با روسيه در تسلط بر كشورمان با مشروطه خواهان هماهنگي نشان دادند.
وي افزود: پيش از مشروطه انگليسيها نقش زيادي در سياست داخلي ايران نداشتند اما انگليسيها مايل بودند حركتي انجام شود كه حكومت قاجار كه تحت تاثير روسها قرار داشت ضعيف شود.
اطاعت ادامه داد: ايران با امضاي قرارداد 1907 پاي انگليسيها را به جنوب كشور باز كرد و روسها نيز از گذشته با عنايت قاجاريه در شمال كشور حضور داشتند و حضور انگليسيها در مشروطه با امضاي قرارداد 1915 گسترش يافت و پس از انقلاب اكتبر 1917 كه روسيه را دستخوش تحولاتي اساسي كرد، انعقاد قرارداد 1919 فرصتي به انگليسيها داد تا كاملا بر كشورمان تسلط يابند و از آن پس برخلاف دوراني كه سياست تفرقه انداز و حكومت كن پيگيري ميشد انگليسيها به سوي ايجاد دولت متمركز گام برداشتند.
اين استاد دانشگاه در عين حال وارداتي بودن مشروطه و شكست آن به دليل غيربومي بودن را رد كرد و گفت: شعارهاي مشروطهچيها همچون عدالت و آزادي و پيشرفت و نفي سلطه بيگانگان و اعمال مغاير با فرهنگ ايراني و شوون مذهبي حاكمان از آموزههاي اسلامي و شيعي است اما با اينحال اين نهضت به دلايل مختلفي سرانجام نيافت.
وي از فقدان رهبري واحد و متقدر، بروز ناامنيها و هرج و مرج در جامعه، نزاع روشنفكران دينمداران، و عدم انسجام فكري ميان طيفهاي اسلامگرا، غربگرا، و باستانگرايان به عنوان عوامل شكست مشروطه ياد كرد و گفت: رمز پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره، برخورداري از رهبري واحد و ايجاد انسجام ميان صاحبان انديشههاي مختلف شد.
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي اظهار داشت: سرچشمه مشروطيت مباني و آموزههاي ديني بود اما اختلافات نخبگان و تنازع فرهنگهاي متعدد سبب به نتيجه نرسيدن آن شد و حتي در زماني كه شيخفضلالله نوري تاكيد كرد كه تحولات بايد بر مبناي انديشههاي مذهبي صورت گيرد با حضور روشنفكران و سلطنتطلبان در ميدان مواجه شد و اين چالش به عدم توفيق مشروطهخواهان منجر گرديد.
وي افزود: در جريان انقلاب اسلامي ايران ديدگاههاي مختلفي وجود داشت و در كنار مذهبيها روشنفكران با طيفهاي مختلف وارد عرصه شدند اما كاريزماي امام خميني (ره)، هژموني قدرت و برتري خود را با حمايت مردم تثبيت كرد و كساني كه به انديشه رهبري انقلاب اعتقاد نداشتند در حاشيه قرار گرفتند.
وي از فرهنگ سياسي مردم ايران به عنوان يكي از ديگر عوامل شكست مشروطهخواهان ياد كرد و گفت: ايرانيها آرمانهاي بلند دارد ولي مردمي خوشاستقبال و بد بدرقه هستند و از آنجا كه خواهان تحقق آرمان خود در كوتاه مدت هستند به سرعت خسته شده و از مواضع خود عقبنشيني ميكنند.
اين عضو ارشد حزب اعتماد ملي كه آموزههاي مشروطه را درس عبرت براي فعالان سياسي در حال حاضر ميداند ابراز عقيده كرد كه در دوران اصلاحات نيز مردم در انتخابات مجلس ششم و شوراهاي اول در حمايت از اصلاحطلبان وارد صحنه شدند اما در انتخابات دوم شوراها در سال 81 با صندوق راي قهر كرده و به انزوا رفتند.
او همچنين از فقدان رهبري واحد در جريان اصلاحات سخن گفت و متذكر شد: نداشتن رهبري مقتدر و واحد براي جبهه اصلاحات و تشتت فكري گروههاي مختلفي كه خود را متعلق به اين جبهه ميدانستند در كنار حركت زيگزاگي مردم سبب شكست اصلاحطلبان شد .
محمدمهدي اسماعيلي از اساتيد دانشگاه و رئيس كميسيون فرهنگي اجتماعي مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري كه دبيري جلسه امروز را بر عهده داشت در واكنش به سخنان اطاعت اظهار داشت: اتفاقا بر خلاف ديدگاه كساني كه مردم را متهم به حركت زيگزاگي در تحولات سياسي اجتماعي ميكنند ايرانيان هرگاه از مسئولان و كساني كه در راس امور قرار ميگيرند صداقت ديدهاند در حمايت از آنها وارد ميدان شدند و در دو دور انتخابات رياست جمهوري نيز هر بار 60 درصد از مردم پاي صندوقهاي راي رفتند.
وي افزود: اگر ميخواهيم دوران مشروطه را با تحولات سياسي امروز مقايسه و بررسي كنيم بايد آن را با انقلاب اسلامي مورد قياس قرار دهيم و حضور مردم در صحنههاي مختلف انقلاب نشان ميدهد كه آنها به جمهوري اسلامي وفادارند و همواره در ميدان هستند و نميتوان شكست جريان سياسي خاص را به معناي عدم حضور مردم در صحنه و فاصله گرفتن آنها از اصول تلقي كرد.
اين استاد دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: آنچه سبب رويگرداني مردم از اصلاحطلبان شد ناشي از رفتارهاي سران اصلاحات و بيتوجهي آنها به مطالبات واقعي مردم بود كه اين مساله ارتباطي به فقدان رهبري در اين جريان ندارد و به نظر ميرسد اگر فرد ديگري غير از رئيسجمهور سابق اين جريان را رهبري ميكرد باز همين وضعيت پيش ميآمد.
جواد اطاعت عضو ارشد حزب اعتماد ملي در بخش پاياني سخنان خود اين نكته را متذكر شد كه سخنانش به مفهوم نفي جايگاه دين و مذهبيون در تحولات سياسي نبوده و قصد ندارد بگويد مردم نسبت به تحولات محيط بيتوجه هستند اما معتقد است اين تنازع رهبران يك نهضت تودهها را خسته ميكند و نقش آنها در تحولات جاري، پررنگ و كمرنگ مي شود.
وي همچنين در خصوص نگرش كساني كه شخصيت امام راحل و تئوري ولايت فقيه آن حضرت را ناشي از وجه فقهي يا عرفاني ايشان ميدانند و بين اين دو حوزه تضاد قايل هستند، گفت: اگر به اسفار اربعه ملاصدرا رجوع كنيم و مراحل عرفان را مورد بررسي قرار دهيم متوجه خواهيم شد حركت انقلابي اجتماعي براي تعالي جامعه در آن مورد تاكيد قرار گرفتند.
اطاعت در پايان با تاكيد بر اينكه فقه در حوزه اجتماعي قرار دارد و مربوط به دستورالعملها و بايد و نبايدها ميشود اما تئوري ولايت فقيه براي ايجاد حكومت ديني در راستاي هدايت تودهها به سوي حق است و مربوط به نگاه عارفانه بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي ميشود تاكيد كرد: من امام عارف را بيشتر از امام فقيه قبول دارم.
ارسال در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 توسط کوروش
